الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

44

الغدير ( فارسي )

است كه اين حديث ( داستان غدير خم ) در آن اعصار و ازمنهء گذشته تا چه حد داراى شهرت و تواتر بوده است ؟ ! و اما اختلاف تعداد گواهان در احاديثى كه ذكر شد ، محمول بر اينست كه هر يك از راويان قضيهء مناشدهء رحبه كسانى را كه ميشناخته يا به دو توجه داشته يا كسانى را كه در نزد او يا در پهلوى منبر يا يكى از دو طرف آن در آن روز بوده‌اند ديده و شهادت آنها را ذكر نموده و به ديگرى توجه نداشته - و يا فقط آنهائى كه از اصحاب بدر و يا از گروه انصار در آن روز و در آنمجلس حضور داشته‌اند مورد توجه راوى بوده يا در نتيجه بلند شدن صداهاى آنگروه براى شهادت و دوخته شدن چشمها و گوشها بدرك موضوع شهادت و وجود اختلال و هرج و مرج در مجلس چنان كه مقتضاى امثال آن مجتمعاتست بعضى از بعض ديگر غفلت ورزيده و هر كس آنكسى را از شهادت دهندگان كه به حساب در آورده است نقل نموده است . مناشدهء امير المؤمنين عليه السلام بر طلحه در روز جمل ( سال 36 ) حافظ بزرگ ابو عبد اللَّه - حاكم - در جلد 3 « مستدرك » صفحه 371 با بررسى در طريق روايت نموده از وليد و ابى بكر بن قريش كه آن دو از حسن بن سفيان و او از محمّد بن عبده ( 1 ) و او از حسن بن حسين ( 2 ) و او از رفاعة بن اياس ضبّى و او از پدرش و او از جدش ( 3 ) نقل نموده كه : در جنگ جمل با على عليه السّلام بوديم ، آنحضرت فرستاد نزد طلحة بن عبيد اللَّه و ملاقات با او را خواستار شد ، در نتيجه طلحه بنزد آن

--> ( 1 ) به نظر نگارنده عبده غلط و بجاى آن عقده است كه در چاپ اصل اشتباه رخ داده و عبده در روايت نيست . ( 2 ) در نسخه‌ها چنين ذكر شده و صحيح به علت بودن رفاعه : حسين بن حسن اشقر است كه شرح حال او در ج 1 صفحه 143 گذشت . ( 3 ) نام او نذير ( با تصغير ) - ضبى - كوفى است و از بزرگان تابعين است و فرزندزاده او ( رفاعه نامبرده ) بطوريكه در تقريب مذكور است ثقه و مورد اعتماد است ، بعد از سال 180 در گذشته .